حوالی مهرماه سال 1390 قیمت سهام سرمایهگذاری پردیس 120 تومان (معادل 10 سنت) بود. یادم هست در این قیمتها خریدم. بعد از 3 ماه تا 105 تومان پایین آمد و تا آخر سال دوباره به هموان 120 برگشت. طبیعی است که برای من که ذات سرمایهگذاری در بورس را درک نکرده بودم این به معنای ضرر بود چون لااقل 10% میشد سود بانکی گرفت. خلاصه، در مجمع سود اندکی تقسیم شد و بعد از مجمع هم سهم باز پایین آمد و به 100 تومان رسید و 6 ماه آزگار در همین قیمت ماند. در مهر 91 با عصبانیت سهم را در 100 تومان فروختم و آن موقع دلار بالای 2000 تومان بود، یعنی معادل 5 سنت فروختم.الان اگر نگاه کنید در این 11 سال، همان سهم اولاً 22.5 برابر افزایش سرمایه داده است. ثانیاً در این مدت سود نقدی تقسیم کرده که فرض میکنیم همه را برای افزایش سرمایه خودش مصرف کرده باشیم.هر سهم 100 تومانی آن زمان الان 22.5 سهم است به قیمت هرکدام 450 تومان که 10هزار تومان میشود فروخت (معادل 20 سنت). سالی هم 2000 تومان سود میسازد و گاهی هم خوب تقسیم میکند: یک سهمی که من 10 سنت (و خیلی گران نسبت به سال بعدش) خریده بودم الان 20 سنت میارزد و سالی 4 سنت سود میسازد!غرض اصلی من معرفی این سهم نبود. خیلی سهمهای دیگر هست که بسیار بهتر از این عمل کردهاند. این یک نمونه از خروار بود. قصد من این بود که بگویم سود در بازار سرمایه بصورت معوق ساخته میشود. یعنی همواره در بازبینی گذشته میفهمیم چه چیزی ارزش خرید داشته ولی ما الان متوجه آن میشویم. این دقیقاً شبیه به شکلگیری تروما در افراد نوروتیک است. همواره بعداً یک رویداد در گذشته تروما میشود و این خاصیت ضمیر ناهشیار است.میخواهم دو جمله قصار بگویم به یادگار: «بازار سرمایه ساختاری شبیه به ضمیر ناهشیار د
برچسب:
نویسنده: مینا نظری
یکی از بهترین روشها برای بیمقدار کردن دارایی شرکتها آوردن آنها به بورس است! اما چطور این فرایند رخ میدهد؟وقتی یک شرکت تخصصی پا به بورس میگذارد، قیمت سهام آن (که همانا قیمت داراییهای شرکت است که به حراج گذاشته شده) سریعاً متناسب با آن سودی میشود که در آن دوره میسازد (همان P/E فعلی). یعنی عملکرد آن با یک بقالی با یک معیار سنجیده میشود!نماد حآفرین را بعنوان مثال در نظر بگیرید. این شرکت 140 واگن مسافرتی از آلمان خریده (با یوروی 4 هزار تومانی) که خرید مجدد آنها به قیمت امروز 2800 میلیارد تومان هزینه دارد. از لوکوموتیوهایی که از مپنا خریده، مجوزها و ساختمانهای شرکت صرفنظر میکنیم. ارزش بازار شرکت به زحمت 1900 میلیارد تومان است که پول 70% واگنهای نازنینش هم نیست.اما 1900 میلیارد تومان معادل چیست؟ باز به یک نماد دیگر مراجعه کنیم: ارزش مسکن. کل دارایی مهم این صندوق یک ساختمان در یکی از کوچههای بنبست مقابل بیمارستان بقیعه الله در ملاصدرا است. یک ساختمان با 360 متر زمین و چند طبقه ساختمان که قیمت کارشناسی آن 150 میلیارد تومان است و البته قیمت واقعی آن حداقل 20 الی 30% بالاتر است یعنی 200 میلیارد تومان. در همان کوچه بن بست حداقل 20 تا ساختمان دیگر هم هست. قیمت ساختمانهای آن بن بست بیش از 4000 میلیارد تومان است!یک چیزی این وسط درست نیست. یا ساختمانهای ما خیلی گران است (که البته هست اما نه زیاد) یا شرکتها خیلی مفت است. قاعدتاً نباید ارزش بازار شرکتی که صاحب واگنهای مسافری لوکسی است که قیمت بلیط آنها بیش از نصف بلیط هواپیماست (بلیط تهران-مشهد واگن فدک 800 هزار تومان و بلیط هواپیما 1300 هزار تومان)، و 7% از کل مسافران ریلی کشور را جابجا میکند معادل ساختمانهای یک طرفِ یک
برچسب:
نویسنده: مینا نظری
برچسب:
نویسنده: مینا نظری